سخنان اخیر امین ابراهیمی، مدیرعامل فولاد خوزستان و نایبرئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در کنفرانس بینالمللی استیل پرایس، بیش از آنکه یک گزارش روتین درباره وضعیت صنعت در کشورمان باشد، نوعی نقشه راه برای آینده فولاد ایران بود؛ آیندهای که دیگر بر پایه افزایش ظرفیت و رشد کمّی بنا نمیشود، بلکه نیازمند جهشی جدی به سمت کیفیت و ارزش افزوده بیشتر است. مديرعامل فولاد خوزستان با استناد به دادههای دقیق نشان داد که مسیر گذشته، با همه دستاوردهایش، امروز به نقطهای رسیده که ادامه آن میتواند هزینههای سنگینی برای کشور داشته باشد.
ایران با تولید ۳۱.۴ میلیون تن فولاد در سال ۲۰۲۴ و تثبیت رتبه دهم جهان، جایگاهی کمنظیر دارد؛ بهویژه آنکه نرخ رشد تولید فولاد کشور ۶.۴ درصد است، در حالیکه متوسط جهانی تنها ۱.۶ درصد گزارش میشود. این شکاف، سالها یک مزیت رقابتی بوده، اما اکنون خود به نشانهای از رسیدن صنعت به سقف توسعه کمی تبدیل شده است؛ سقفی که عبور از آن بدون نوآوری، فناوری و تغییر در ساختار محصول دشوار و شاید ناممکن باشد.
اهمیت فولاد در اقتصاد ایران نیز بهگونهای است که هر تغییر در وضعیت آن، اثر مستقیم بر اقتصاد ملی دارد. ۲ میلیون اشتغال مستقیم و غیرمستقیم، سهم ۵.۵ درصدی از GDP بدون نفت و تبدیل شدن به دومین صنعت ارزآور کشور در سال ۱۴۰۲، نشان میدهد که آینده اقتصاد ایران در بسیاری از سطوح با فولاد گره خورده است. اما همین اهمیت اقتصادی نیز وزن هشدارهای ابراهیمی را بیشتر میکند؛ چراکه او بهروشنی نشان داد محدودیتهای انرژی طی چهار سال اخیر ۲۶.۱۶ میلیون تن تولید را از بین برده و ۱۴.۰۹ میلیارد دلار خسارت وارد کرده است—رقمی که خود بهترین دلیل برای ضرورت تغییر مسیر است.
در چنین وضعیتی، پیشنهاد او برای چرخش راهبردی از تولید سنتی به سمت فولادهای آلیاژی و محصولات با ارزش افزوده بالا یک ضرورت اجتنابناپذیر است. بازار جهانی فولادهای پیشرفته با نرخ رشد ۵.۶ درصد در حال گسترش است و کشورهایی که وارد این حوزه شدهاند، از مزیت رقابتی پایداری بهره میبرند؛ مزیتی که کمتر تحتتأثیر محدودیت انرژی، نوسان صادراتی یا تغییرات سیاستی قرار میگیرد.
آنچه ابراهیمی در سخنانش به روشنی مطرح کرده نشان می دهد آینده فولاد ایران در تناژ بیشتر رقم نمیخورد، بلکه در کیفیت بالاتر و ارزش افزوده بیشتر شکل میگیرد. اما تحقق این آینده، بدون اصلاح سیاستهای انرژی، بدون ثبات مقررات صادراتی و بدون تقویت زیرساختهای حملونقل ممکن نیست. صنعت فولاد ایران هنوز ظرفیت، دانش فنی و شرکتهای بزرگی چون فولاد خوزستان را در اختیار دارد؛ آنچه امروز کم است، تصمیم و اراده در ارکان سیاست گذاری اقتصادی کشور برای آغاز این تحول است.













