در تقویم رسمی صنعت، نمایشگاه متافو شاید شبیه دهها گردهمایی دیگر باشد؛ رفتوآمد مدیران، غرفههای پرزرقوبرق، بروشورهایی که بیشتر در همان غرفه خوانده میشوند و فراموش. اما امسال، در بیستودومین دوره این نمایشگاه در تهران، در دل سالن ۳۸، غرفهای هست که چندان شبیه بقیه نیست؛ نه از حیث متراژ و نورپردازی، بلکه از این نظر که آمده است «حرفی برای گفتن داشته باشد»، نه فقط «خودش را نشان بدهد». فولاد خوزستان، بزرگترین عرضهکننده شمش صادراتی کشور، اینبار متافو را نه بهعنوان ویترین تبلیغاتی، که بهمثابه تریبونی برای بازتعریف نقش خود در صنعت فولاد ایران انتخاب کرده است.
در روزی که وزیر صمت روبان افتتاح را برید و ۵۹۴ شرکت داخلی و ۲۷۹ برند خارجی تلاش میکردند در ازدحام خبر و تصویر سهمی از توجه رسانهای بگیرند، غرفه فولاد خوزستان مسیر دیگری را رفت. بهجای تکرار چند شعار کلی درباره «تولید ملی» و «جهش صادرات»، تقویمی روی میز گذاشته شده بود که برای هر روز نمایشگاه، برنامه مشخص داشت: نشست خبری، پنل تخصصی، معرفی پروژهها و پاسخگویی مستقیم به پرسشها. اوج این رویکرد را میشد در جلسهای دید که حول یک پرسش مهم شکل گرفت: آیا واقعاً میتوان از «لجن صنعتی» بریکت احیایی ساخت و آن را دوباره به قلب فرایند تولید بازگرداند؟ رخدادی که فولاد خوزستان را از نقش یک «غول تولیدی صِرف» به نقش «دانشگاه سیار صنعت» نزدیک می کند. داوود تقیپور، رئیس واحد بازیافت ضایعات صنعتی، پشت تریبون رفت و با عدد و آزمایش و نمودار توضیح داد که همین لجنهای حاشیهای، ۶۰ تا ۶۵ درصد آهن کل در خود دارند، و چگونه با خشکسازی، افزودن مواد کمکی و فشردهسازی، میتوان آنها را به بریکت فرستاد و پس از احیا به متالیزیشنی در حد ۹۰ تا ۹۵ درصد رساند؛ یعنی محصولی که بیهیچ تعارف، شایسته ورود دوباره به زنجیره احیای مستقیم است. وقتی گفت تولید روزانه ۴۰۰ تن آغاز شده و برنامه برای رسیدن به هزار تن در ماه روی میز است، روشن شد که این فقط یک «ایده جذاب» نیست؛ یک مدل اقتصادی واقعی است: تبدیل پسماند پرهزینه به خوراک ارزشآفرین.
متافو امسال، صحنهای شده که در آن فولاد خوزستان بیواسطه نشان دهد چگونه در سالهای اخیر تلاش کرده میان سه جبهه همزمان بجنگد: تحریم خارجی، ناترازی انرژی و بیثباتی ارزی. تکمیل فولادسازی شادگان، راهاندازی زمزم ۳، ورود به مالکیت نیروگاه و اکنون پروژههایی از جنس بازیافت هوشمند، قطعات پراکنده یک پازلاند که کنار هم قرار گرفتنشان معنای تازهای پیدا میکند: گذار از منطق «صرفاً تولید بیشتر» به منطق «تولید هوشمندتر». در سالی که بسیاری واحدها زیر تیغ محدودیت برق و گاز خم شدند، فولاد خوزستان تلاش کرد بخشی از تابآوری خود را از همین نوآوریها و بهینهسازیها بهدست آورد؛ و نمایشگاه، جای مناسبی بود برای روایت این مسیر.
آنچه در غرفه 38B متافو دیده می شود، فراتر از یک حضور موفق نمایشگاهی است. این حضور شبیه بیانیهای ناگفته است: اینکه یک شرکت بزرگ فولادی میتواند در اوج فشارها، بهجای پناه بردن به محافظهکاری و خاموش کردن چراغ گفتوگو، در مرکز نمایشگاه بایستد، از پروژههایش بگوید، به پرسشها پاسخ دهد و حتی تردیدها را به فرصت توضیح تبدیل کند. در روزگاری که اقتصاد ایران سخت به نمونههای عینی از عقلانیت، شفافیت و نوآوری نیاز دارد، متافو ۱۴۰۴ در غرفه فولاد خوزستان روایتی دیگر نوشت: روایتی از صنعتی که نمیخواهد فقط «بماند»، بلکه میخواهد «بلندتر فکر کند»؛ از پسماند تا بریکت، از محدودیت ها تا خلق امکان های تازه.












