آبان ۱۴۰۴ را میشود نقطهای دید که در آن، رویکرد سرمایهگذاری در منطقه آزاد اروند از حالت آرزو و شعار، یک پله به سمت «سامان اجرایی» حرکت کرد. در فضایی که سرمایهگذار بیش از هر چیز دنبال ثبات تصمیم، سرعت پاسخ و پیشبینیپذیری است، همین تغییرِ لحن و روش اهمیت دارد؛ اینکه مدیریت اروند سرمایهگذاری را نه بهعنوان یک عنوان پرطمطراق، بلکه بهعنوان یک کار روزانه و قابل سنجش تعریف کرده است.
سخنان و تصمیمهای مدیرعامل سازمان این موضوع را مورد تاکید قرار می دهد که سرمایهگذاری به یک تیم و سازوکار روشن نیاز دارد، نه صرفاً به اعلام ظرفیتها. وقتی برای شرکت سرمایهگذاری و توسعه اروند تعیین تکلیف میشود و مسیر آن جدی گرفته میشود، یعنی «درگاه جذب سرمایه» قرار است پاسخگو باشد، پیگیری کند و نتیجه بسازد. این نگاه مدیریتی، بهجای اتکا به خبر و هیجان، روی ساختار و استمرار تکیه دارد؛ چیزی که سرمایهگذار خیلی زود متوجه آن میشود.
در همین چارچوب، حضور در نمایشگاه کیش اینوکس یک انتخاب تزئینی نبود؛ یک حرکت حسابشده بود برای قرار گرفتن در نقطه تماس با بانکها، بازار سرمایه، بیمه و بازیگران بزرگ تأمین مالی. اینکه اروند با بستههای سرمایهگذاریِ بهروزشده به این میدان رفت، یعنی سازمان میخواهد از «گفتنِ فرصتها» به سمت «عرضهگری حرفهای فرصتها» حرکت کند؛ همان جایی که سرمایهگذار سؤالهای دقیق میپرسد و پاسخهای دقیق میخواهد.
نکته مهمتر این است که خانزادی در روایتش از سرمایهگذاری، اهل سادهسازی و وعدههای بیهزینه نیست. او شرایط را همانطور که هست میبیند: ریسکها و محدودیتها واقعیاند و برای همین، راهحل هم باید واقعی باشد. این واقعگرایی، به نحوی ظاهرا متناقض، امیدآفرین است؛ چون وقتی مدیر از دشواریها فرار نمیکند و آنها را در تحلیل وارد میکند، سرمایهگذار حس میکند با مدیری طرف است که میشود روی برنامهاش حساب کرد.
در این میان، نمایشگاهها فقط «لحظه»اند؛ اصل کار «بعد از نمایشگاه» شروع میشود. نقطه قوت رویکرد فعلی اروند این است که مسیر را بهدرستی تشخیص داده: بستهها باید از جنس پروژههای قابل اجرا باشند، با زمین و زیرساخت روشن، مدل مالی مشخص، مجوزهای قابل اخذ و زمانبندی دقیق. اگر این مسیر با همان جدیتِ مدیریتی ادامه پیدا کند، اینوکس میتواند به جای یک حضور رسانهای، تبدیل به چند خط مذاکره واقعی و بعد قراردادهای عملیاتی شود.
از بیرون که نگاه کنیم، ارزش کار وقتی بیشتر معلوم میشود که بدانیم سرمایهگذاری در اروند فقط یک «عدد» نیست؛ به اعتماد عمومی، اشتغال پایدار آبادان و خرمشهر، و فعال شدن زنجیرههای خدماتی و تولیدی گره خورده است. مدیریت اروند اگر بتواند سرمایه را به سمت پروژههایی ببرد که مردم اثرش را در زندگی روزمره ببینند—از لجستیک و خدمات بندری تا صنایع تبدیلی و گردشگری—آن وقت سرمایهگذاری برای منطقه به یک تجربه ملموس تبدیل میشود، نه یک خبر مناسبتی.
و در نهایت، مزیت اصلیِ این رویکرد، جمع کردنِ دو رویکرد مهم است: «تقویت سازوکار داخلی برای جذب سرمایه» و «حضور فعال در میدانهای ملی تأمین مالی». این ترکیب، نشانه یک مدیریت عملگراست؛ مدیریتی که هم در دفتر تصمیم میگیرد و هم در میدان مذاکره حاضر میشود. اگر همین مسیر با پیگیری منظم، شفافیت در تصمیمها و پاسخگویی به سرمایهگذاران ادامه پیدا کند، اروند میتواند از یک منطقه پرظرفیت، به یک منطقه واقعاً سرمایهپذیر تبدیل شود.












